«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ق)(1) آنجا. مقابل ایدون؛ اینجا. (یادداشت مؤلف) : زان همی خواهی که دائم می خوری تا چون زنان سر ز رعنائی گهی ایدون و گه اندون کنی. ناصرخسرو. و رجوع به آندون و انذون شود. (1) - مخفف آندون است.