اندوهگین گشتن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ گَ تَ] (مص مرکب)اندوهگین شدن. غمناک شدن :
وگر ترس یزدان پاک است این
که گشت این چنین دلش اندوهگین.
فردوسی.
چو گیو دلاور بتوران زمین
بدینسان همی گشت اندوهگین.فردوسی.
و رجوع به اندوهگین شدن و اندوهگین گردیدن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر