«لغت نامه دهخدا»
[اِ صِ] (ع مص) ریخته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی). ریخته شدن آب. (مصادر زوزنی). ریخته شدن آب و هرچه رقیق باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). ریختن (لازم). (یادداشت مؤلف). || فرودآمدن. (یادداشت مؤلف). فرودآمدن مار بر ملدوغ (گزیده). (از اقرب الموارد). || آرزومند گشتن. (یادداشت مؤلف). || (اِمص). ریزش. هجوم : از دست انصباب ایشان رکاب فرار سبک گران. (جهانگشای جوینی).