«لغت نامه دهخدا»
[اِ طِ] (ع مص) نوردیده گشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درنوردیده شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (غیاث اللغات) (آنندراج) (از اقرب الموارد). پیچیدن. نوردیده شدن. درنوشته شدن. پیچیده شدن. لوله شدن. (یادداشت مؤلف). - انطواء بعض بر بعض؛ بهم پیچیدن. التفاف. (یادداشت مؤلف).