انفار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) رمانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). || یاری دادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نصرت دادن و مدد کردن. (از اقرب الموارد). || دراز کشیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خداوند شتران رمنده و نافر شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || حکم کردن به غلبهء کسی بر کسی. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد): انفر علیه؛ به چیرگی حکم کرد بر وی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به چیرگی حکم کردن بر کسی. (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر