«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) بشتاب سخن گفتن. || بسیار خندیدن. || دفعه دفعه کمیز انداختن گوسفند. || بلب اشاره کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).