«لغت نامه دهخدا»
[اَ نَ] (ع مص) افزون شدن نیکویی چیزی. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شادمان گردیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). شاد شدن. (مصادر زوزنی) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دوست داشتن چیزی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دوست داشتن کسی را. (از ناظم الاطباء). || شگفت نمودن به چیزی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). شگفت نمودن به چیزی و گزیدن آنرا بر جز آن و قانع شدن به آن. (از اقرب الموارد). || بشگفت آوردن. || بالیدن. (از ناظم الاطباء).