«لغت نامه دهخدا»
[اِ قِ] (ع مص)پهلوبه پهلو گشتن و بی قراری کردن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج)(1). خوابیدن در شب و از این پهلو به آن پهلو کردن و نخوابیدن. (از شرح قاموس). || ارجمند شدن. || بازایستادن از کاری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). امتناع. (از اقرب الموارد). (1) - در منتهی الارب و ناظم الاطباء «بی قرار کردن» است.