انکماش

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کِ] (ع مص) شتافتن و شتابی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شتافتن و بوشکردن. (تاج المصادر بیهقی). شتابی شدن. (یادداشت مؤلف). || ورترنجیده و فراهم شدن پوست. (از ناظم الاطباء). انقباض. آب رفتن (جامه). (از اقرب الموارد). ترنجیدن پوست از حرارت و جز آن. (یادداشت مؤلف). || (اِ) نورد. چین. (یادداشت مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر