«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (اِ)(1) وال. بال. (از نخبه الدهر). عنبر. گاو عنبر. گاو عنبرین. ماهی عنبر. (یادداشت مرحوم دهخدا). و من طاقوسی که موم کافوریست از روغن این ماهی کنند. (1) - Cachalot.