اوراک

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) جِ وَرْک. رجوع به ورک شود. || جِ وَرِک. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب): فینفع من وجع الظهر و الاوراک و المفاصل. (ابن البیطار). رجوع به ورک شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر