اورنگی

«لغت نامه دهخدا»

[اَ رَ] (ص نسبی)منسوب به اورنگ. || (اِ) نام پرده ای است از موسیقی. (آنندراج) (برهان) (انجمن آرا) (مؤید الفضلا). نام لحن سیم از سی لحن باربد. (آنندراج) (برهان) (مؤید الفضلا) :
چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز
شدی اورنگ چون ناقوسش آواز.
نظامی (از انجمن آرا)
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر