«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (اِ) بت را گویند و بعربی صنم خوانند.(1) (برهان) (غیاث) (هفت قلزم). بت. صنم. || بمجاز به معنی معشوق. (غیاث) (آنندراج) : در گوشهء نه گردون تو دوش قنق بودی مه طوف همی کردت ای ایبک خرگاهی. مولوی. || غلام و قاصد. (غیاث) (آنندراج) : گفت ای ایبک بیاور آن رسن تا بگویم من جواب بوالحسن.مولوی. (1) - = آی بک. از آی (ترکی ماه) + بک. در فرهنگ فارسی معین ay - bakضبط شده.