«لغت نامه دهخدا»
[تِ] (ع مص) ائتزاز. سخت جوشیدن دیگ یا بجوش آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء): ائتزت القدر؛ غلیان آن شدید شد. (از اقرب الموارد). || شتابانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).