ایجاء

«لغت نامه دهخدا»

(ع مص) (از «وج ی») بخشیدن. (منتهی الارب). عطا کردن. (از اقرب الموارد). || زفتی کردن. از اضداد است. (منتهی الارب). بخل. (از اقرب الموارد). || سوده گردانیدن سم ستور را. (منتهی الارب). || بی صید بازگشتن شکاری. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || وجاء فروختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عکوم (جامه دان) کوچک فروختن. (از اقرب الموارد). || در زمین درشت رسیدن چاه کن و آب برنیاوردن. || اعراض نمودن. || برکشیدن: اوجی عن کذا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بی خیر یافتن کسی را. (منتهی الارب) (آنندراج). || (از «وج ء») دور کردن و یکسو گردانیدن. || بی میل و مقصود بازگردیدن. || سپری شدن آب چاه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر