ایداء

«لغت نامه دهخدا»

(ع مص) (از «ادی») یاری دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی). || قوت گرفتن مرد بسلاح و قوت دادن: ادی الرجل. لازم و متعدی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تمام سلاح شدن. (المصادر زوزنی). || بسیار شدن قوم در جایی بجهت حراجی و ارزانی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آماده شدن برای سفر. || بسیار شدن شتران و مالهای دیگر و عاجز گردانیدن صاحب خود از محافظت و تیمار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر