ایدام

«لغت نامه دهخدا»

(ع مص) (از «ادم») اصلاح کردن میان آنها و الفت دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). الفت و وفق دادن. (از اقرب الموارد). الفت افکندن. (تاج المصادر بیهقی). || نان را با نان خورش خوردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). آمیختن نان با نان خورش. (ناظم الاطباء). || ظاهر ساختن ادمهء خود را. (منتهی الارب). || ظاهر ساختن موافقت و دوستی خود را. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر