ایشه

«لغت نامه دهخدا»

[شَ / شِ] (اِ) بیشه و جنگل. (برهان) (شرفنامهء منیری) (آنندراج). || جاسوس. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهء منیری) (جهانگیری) (مؤید الفضلاء). جاسوس کردار :
در کوی تو چو ایشه همی کردمی نگاه
دزدیده تا مگرت ببینم به بام در.شهید.
و رجوع به ابیشه شود.
|| چاپلوس. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهء منیری) (جهانگیری) (مؤید الفضلا). رجوع به آیشه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر