«لغت نامه دهخدا»
[شَ / شِ] (اِ) بیشه و جنگل. (برهان) (شرفنامهء منیری) (آنندراج). || جاسوس. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهء منیری) (جهانگیری) (مؤید الفضلاء). جاسوس کردار : در کوی تو چو ایشه همی کردمی نگاه دزدیده تا مگرت ببینم به بام در.شهید. و رجوع به ابیشه شود. || چاپلوس. (برهان) (آنندراج) (شرفنامهء منیری) (جهانگیری) (مؤید الفضلا). رجوع به آیشه شود.