«لغت نامه دهخدا»
[ژِ] (اِخ)(1) دختر آگاممنون و کلی تمنستر(2). پدرش رئیس یونانیانی بود که ضد تروا متحد شده بودند، او را در راه آرتمیس قربانی کرد، تا بتواند حمایت خدایانی را که بوسیلهء بادهای مخالف جهازات یونانی را در اولید(3) متوقف کرده بودند، جلب نماید. طبق روایت دیگر ربه النوع مذکور بجای ایفی ژنی غزالی ماده را فرستاد و ایفی ژنی را کاهنهء معبد خود در تورید(4) (کریمهء کنونی) ساخت. کاهن بزرگ تورید مصمم شد که ایفی ژنی را دوباره قربانی کند ولی برادرش او را نجات داد. اوریپیدس یکی از شعرای یونان دو داستان حزن آور در شرح حال ایفی ژنی نوشته است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به ذیل تمدن قدیم تعلیقات نصرالله فلسفی شود. (1) - Iphigenie. (2) - Clytemnestre. (3) - Aulide. (4) - Tauride.