«لغت نامه دهخدا»
(ضمیر) در برخی لهجه ها این صورت در کلمات مختوم به «الف» و «واو» و «یاء» بجای ضمیر «ایم» بکار رود و در کلمات غیرمختوم به «الف» یا «یاء» و «واو» بصورت «یمان» استعمال شود که بجای «یم» ضمیر فاعلی اول شخص باشد و بصورت مفرد امر و مفرد ماضی غایب به آخر کلمات ملحق میشود: گفتیمان. رفتیمان. رویمان : و گر مستان مستیم از توایمان و گر بی پا و دستیم از توایمان و گر هندو وگر گبر و مسلمان بهر ملت که هستیم از توایمان.باباطاهر. ما کار زمانه نیک دیدستیمان از کار زمانه زان بریدستیمان. ؟ (از یادداشت بخط مؤلف).