«لغت نامه دهخدا»
(ع مص) به گمان افکندن. (تاج المصادر بیهقی). در شک افکندن. (غیاث اللغات). بگمانی افکندن یا رفتن دل بسوی چیزی بی قصد آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || فروگذاشتن آیتی از قرآن یا رکعتی از نماز. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). فروگذاشتن، یقال: اوهم من صلاته رکعهً و اوهمت الشی ء؛ اذا ترکته کله. (منتهی الارب). || به غلط انداختن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (زمخشری). در غلطی انداختن. (غیاث اللغات) (از آنندراج). غلط کردن در حساب، یقال: اوهم کذا من الحساب؛ ای اسقط. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || تهمت نهادن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).