باباغری شدن

«لغت نامه دهخدا»

[غُ شُ دَ] (مص مرکب)کور شدن. نابینا شدن. باباغری شدن چشم؛ نابینا شدن آن. از دید افتادن آن. رجوع به باباقری شدن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر