باب الباب

«لغت نامه دهخدا»

[بُلْ] (اِخ) الباب والابواب. (آنندراج). دربند شروان است. رجوع به باب الابواب شود :
کجا گریزم سوی عراق یا اران؟
کجا روم سوی ابخاز یا به باب الباب؟
خاقانی.
فرش چو خور مهتاب را آراست باب الباب را
چون در سه ظلمت آبرا انوار یزدان پرورد.
خاقانی.
بشروان گرکرم رنگی نمیداشت
به باب الباب هم بوئی ندارد.خاقانی.
از نهیب این چنین سد کوست فتح الباب فتح
سد باب الباب لرزان شد بزلزال فنا.خاقانی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر