«لغت نامه دهخدا»
[بُصْ صَ] (اِخ) یکی از هفت در دیوار جنوبی مسجد حرام :... و از باب الصفا سوی مغرب مقدار دیگر بروند باب السطوی است بدو طاق... (سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص106)... و عرضش (دیوار مسجد حرام) از باب الندوه که سوی شمالست تا بباب الصفا که سوی جنوب است و فراختر جایش سیصد و چهار ارشست... (ایضاً ص 103)،... و همچنان قدری دیگر بروند باب الصفا گویند و این در را پنج طاقست و از همهء این طاق میانین بزرگترست و جانب او دو طاق کوچک و رسول الله صلی الله علیه و آله از این در بیرون آمده است که بصفا شود و دعا کند... (ایضاً ص105)،... یکشنبه ششم ذی الحجه بمکه رسیدیم بباب الصفا فروآمدیم... (ایضاً ص84)،... و از مسجد حرام بباب الصفا بیرون شود و آن دریست از درهای مسجد که چون از آنجا بیرون شوند کوه صفاست بر آن آستانهای کوه صفا شود و روی بخانه کند و دعا کند و دعا معلوم است... (ایضاً ص99) (تاریخ گزیده چ عکسی لیدن ص703).