باجه

«لغت نامه دهخدا»

[جَ / جِ] (اِ) دریچه. روزنهء بزرگ. (آنندراج). باجیک. بادگیر. درِ خرد. روزن. روزنه. برین. برینه. پیش در. بادهنج. بعضی این کلمه را فارسی دانسته اند. لغتی از بازه (رجوع به بازه شود). ولی باجه در ترکی نیز بمعنی پنجره و روزنهء دیوار آمده. رجوع به برهان قاطع چ معین شود. || جای بلیط فروشی (در ترکی: باجا): باجهء بروات در بانک. باجهء پاکت های سفارشی در پست خانه. این کلمه را فرهنگستان ایران بجای لفظ گیشه(1) اختیار کرده است. || ترکی بمعنی سوراخ و بیشتر بر سقف اطاق اطلاق شود. سوراخ بام بخانه. || ناوچهء آهنی که سیم و زر گداخته در آن ریزند.
.
(فرانسوی)
(1) - Guichet
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر