«لغت نامه دهخدا»
[سَ] (اِ) راهی باشد بغیر از راه متعارف خانه ای که از آن راه نیز آمد و رفت توان کرد. (برهان) (جهانگیری). راهی که غیر در، برای درآمدن خانه بود و آنرا برباره و برواره هم گویند. بتازیش رق خوانند.(1) || گداره ای(2) چهارپهلو. (شرفنامهء منیری). || مهرهء دیوار. (شعوری ج 1 ص 189) : یکی بتکده دید ساده ز سنگ چهل باخسه هر یک از رنگ رنگ بهر باخسه(3) بر چهل لاد نیز ز جزع و رخام و ز هر گونه چیز. اسدی (از شعوری). باخره. (دهار). این کلمه و معنی مورد تأمل است. || نشتر حجام. (برهان) (جهانگیری). و بمعنی نشتر حجام که آنرا شست خوانند آمده. (آنندراج) (انجمن آرا). (1) - رق در عربی بدین معنی نیامده. در کتاب السامی فی الاسامی گوید: الروافد. فرواز. آنگاه در برهان آمده فرواز خانهء تابستانی و بالاخانه را گویند. در جای دیگر در برهان آمده: برواره بالاخانه و راه غیرمتعارف خانه را گویند. (2) - گداره بالاخانه است. (شرفنامهء منیری). (3) - ن ل: ناخشه.