«لغت نامه دهخدا»
[مَ] (اِ مصغر) نام نوعی درخت بادام که در اطراف کرج میروید(1). (درختان جنگلی ساعی ج 1 ص227). بارشین. جرگه.(2) || گونه ای از بادام وحشی که در کوههای اطراف کرج در ارتفاعات 1400 گزی روید.(3) (درختان جنگلی ایران ثابتی ص36). درختچه ای است در دامنه های اطراف جادهء طهران به کرج در «وردآورد» و «دره وردی» روید. (درختان جنگلی ایران ثابتی ص36).(4) رجوع به بادام و بادامچه شود. (جنگل شناسی ساعی ج 1 ص227). || لوزه. (واژه های نو فرهنگستان). . (فرانسوی) (1) - Amygdale (2) - Amygdalus scoparia. (درختان جنگلی ساعی ج 1 ص227). (3) - Amygdalus scoparia spach. (درختان جنگلی ایران ثابتی ص36). (4) - Amygdalus salicifolia Boiss = A. Webbii. Sp. Var. Salicifolia Boiss.