بادرفتار

«لغت نامه دهخدا»

[رَ] (ص مرکب) اسبی که مثل باد تیز رود. (آنندراج). کسی که تند و بسرعت چون باد رود یا دود :
چنین گویند کاسب بادرفتار
سقط شد زیر آن گنج گهربار.(1)نظامی.
گوری برخاست، براق سیرت، برق صورت، بادرفتار. (سندبادنامه ص252).
من آن بادرفتار گردون شتاب
زبهر شما دوش کردم کباب.
سعدی (بوستان).
(1) - ن ل: گرانبار.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر