«لغت نامه دهخدا»
[زَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) آفت زده. آسیب رسیده. تباه شده در اثر وزیدن باد گرم در تنه و بتهء خود چون خیار و کدو: خیار و بادنجان بادزده و امثال آن. رجوع به بادزدگی و باد زدن شود.