بادید آوردن

«لغت نامه دهخدا»

[وَ دَ] (مص مرکب)مشهود ساختن. ظاهر ساختن. نمودار کردن: منصور فرمود تا مهندسان خطها درکشیدند و کویها و بازارها و مسجد جامع بادید آوردند... و قصرها و ایوانها و روستایها از بیرون شهر رقم زدند و باغها و آسیاها همچنین بادید آوردند. (مجمل التواریخ و القصص).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر