«لغت نامه دهخدا»
(1) [اَ کَ] (اِ مرکب) بارافگن. لفظاً صفت فاعلی است ولی بمعنی محل نهادن بار و جایگاه خالی کردن بار باشد. طالب آملی گوید : گلزار عیش و لاله ستان نشاط را بارافکن قوافل عیش این مشام بود. (از آنندراج). رجوع به بارانداز شود. || فروکش شدن. (غیاث). محل فروکش کردن. || مقام گزیدن. (غیاث). رجوع به بارانداز شود. (1) - در غیاث و آنندراج با گاف آمده است.