باربری

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (حامص مرکب) عمل باربر. کار حمال. || حمل و نقل: تعمیم وسایل باربری برای توسعهء زراعت نهایت ضرور است. || اداره ای که مباشر امور حمل و نقل است. ادارهء حمل و نقل.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر