«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (حامص مرکب) عمل باربر. کار حمال. || حمل و نقل: تعمیم وسایل باربری برای توسعهء زراعت نهایت ضرور است. || اداره ای که مباشر امور حمل و نقل است. ادارهء حمل و نقل.