بارگاه آراستن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (مص مرکب) برپا کردن خیمهء شاهان. بارگاه افراشتن :
خدیو جم آیین داراپناه
برآراست در اصفهان بارگاه.
قاسم گنابادی (از ارمغان آصفی).
رجوع به بارگاه افراشتن و بارگاه زدن و بارگاه کشیدن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر