«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب)(1) باریک نای. سر یا نوک چیزی. قسمت باریک هر چیز. باریک نای چیزی؛ قسمت باریک آن. الاسله؛ باریک نای ساعد یا ارش. (از مهذب الاسماء). باریک نای پا؛ نازند. باریکنای دست؛ قصبه. (1) - مرکب از باریک + نا.