باکیده

«لغت نامه دهخدا»

[دَ / دِ] (اِ) باکند. یاقوت. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). یاقوت سرخ. (فرهنگ شعوری ج 1 ص 192). محرف یاکند است. رجوع به یاکند شود. || حریر تنک باف و ریزه باف. (از فرهنگ شعوری ج1 ص192). حریر منقش. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر