بالا بلند

«لغت نامه دهخدا»

[بُ لَ] (ص مرکب) آخته بالا. درازقامت. (آنندراج). بلندقامت. درازقد. (ناظم الاطباء). کشیده قد. بلنداندام. طویل القامه. بلندبالا :
در آخر یکی مادیان بد سمند
قوی هیکل و تند و بالابلند.فردوسی.
|| مجازاً، معشوق زیبا و آخته قامت :
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم.حافظ.
بالابلند عشوه گر سرو ناز من
کوتاه کرد قصهء زهد دراز من.حافظ.
و رجوع به بالا شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر