بالادار

«لغت نامه دهخدا»

(نف مرکب) دارای بالا. بلند. متعالی. باعلو. || کشیده قامت. بلندبالا. بلندقامت :
سرو بالادار در پهلوی مورد
چون درازی در کنار کوتهی.منوچهری.
|| حافظ و نگهبان بالا. محافظ و نگهدارندهء جهت بالا.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر