بالارو

«لغت نامه دهخدا»

[رَ / رُو] (نف مرکب) بالارونده. که بالا رود. صاعد. بررونده. به علو گراینده. مرتقی. و رجوع به بالا رفتن شود. || (اِ مرکب) این کلمه بجای «آسانسور»(1) پذیرفته شده است. دستگاهی که درون آن جای گیرند و به طبقات ساختمان برروند و فرود آیند. (لغت مصوبهء فرهنگستان). برشو.
(1) - Ascenseur.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر