«لغت نامه دهخدا»
[لِ] (حامص) حالت و چگونگی بالغ. کیفیت بالغ. بالغ بودن. بلوغ. حد کمال. رسیدگی. بالغیت : به بالغی برسیدم که هیچم آگه نیست به شادمانی و آسانی و غم و دشوار. ناصرخسرو.