«لغت نامه دهخدا»
[گَهْ] (اِ مرکب)(1) بالینگاه آنجا که بالین نهند. || بستر. || خوابگاه. و رجوع به بالینگاه شود : هیون رونده ز ره ماند باز به بالینگه آمد سرم را به ناز.نظامی. یکی بالینگهش رفتی یکی جای یکی دامنش بوسیدی یکی پای.نظامی. به بالینگه خسته آمد فراز ز درع کیانی گره کرد باز.نظامی. (1) - مخفف بالینگاه.