بالین گه

«لغت نامه دهخدا»

[گَهْ] (اِ مرکب)(1) بالینگاه آنجا که بالین نهند. || بستر. || خوابگاه. و رجوع به بالینگاه شود :
هیون رونده ز ره ماند باز
به بالینگه آمد سرم را به ناز.نظامی.
یکی بالینگهش رفتی یکی جای
یکی دامنش بوسیدی یکی پای.نظامی.
به بالینگه خسته آمد فراز
ز درع کیانی گره کرد باز.نظامی.
(1) - مخفف بالینگاه.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر