«لغت نامه دهخدا»
(اِ صوت، اِ) مخفف بامب. بامبه. بامچه. آوائی که از زدن کف دست گشاده بر سر کسی برآید. || ضربت و زخم با کف دست بر سر زدن. (یادداشت مؤلف). ضربتی که با کف گشاده بر میان سر کسی زنند. (یادداشت مؤلف). با دست بر سر کسی زدن. (فرهنگ نظام): و در قدیم زدن بر آستین به نشانهء توهین و تخفیف. (یادداشت مؤلف) : رویش نبیند ایچ و قضا را چو بیندش بامش بر آستین و لتش(1) بر قفا زند. خطیری. (1) - لت، پشت گردنی. سیلی.