بانگ برکشیدن

«لغت نامه دهخدا»

[بَ کَ دَ] (مص مرکب)فریاد زدن. بانگ بلند کردن. فریاد کردن :
من بانگ برکشیدم و گفتم که ای دریغ
اسلامیان به کعبه و ما در کلیسیا.خاقانی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر