بای

«لغت نامه دهخدا»

(اِ) باختن. (از فرهنگ نظام). و رجوع به ترکیب بای دادن شود.(1)
- بای دادن؛ باختن. از دست دادن. بر باد دادن :
لیلی ز عشوه های تو دل بای داده است
شیرین ز جلوه های تو خاطرنگاره ای.
حاذق گیلانی (از فرهنگ نظام).
(1) - اگر از مصدر باختن باشد بقیاس، امر یا مصدر دوم آن باز میشود و بنابراین «بای» بمعنی باختن ظاهراً لهجه ای در «باز» است اما دلیلی بر آن در دست نیست بجز نزدیکی معنی کلمه آنهم در ترکیب «بای دادن» بمعنی باختن و چه بسا که کلمه لهجه ای در «باد» باشد چه باد دادن و بر باد دادن هم به همین معنی است بویژه که در گناباد خراسان با «ور» بدین صورت بکار می رود: همه اموالش را وربای داد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر