بتکه

«لغت نامه دهخدا»

[بِ / بَ کَ](1) (ع اِ) پاره. بریده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). قسمتی از چیزی بریده. ج، بِتَک و از آن است: و انفلت منه الطائر و فی یده بتکه. (از اقرب الموارد). || آنچه برکشیده شود از موی و پر مرغ و پشم و مانند آن. ج، بِتَک (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || تاریکی شب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
(1) - در اقرب الموارد بکسر است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر