بتیغ چیدن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ دَ] (مص مرکب) (از: ب + تیغ + چیدن). بریدن. (آنندراج). قطع کردن :
گر تیغ شدم بخون کشیدند مرا
ور شمع شدم به تیغ چیدند مرا
سیلی خور زهد خشک دستم، گوئی
از خاک یتیم آفریدند مرا.ناظم هروی.
و رجوع به تیغ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر