بثغ

«لغت نامه دهخدا»

[بَ ثَ] (ع مص) پدید آمدن خون در سراسر تن. (از اقرب الموارد). سرخ و سطبر گشتن اندام از غلبهء خون. (ناظم الاطباء). و اگر این حالات مخصوص به لب باشد بثع است با عین مهمله. (از منتهی الارب)(1).
(1) - فعل آن از باب سمع است. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر