بجاء رسیدن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ رَ / رِ دَ] (مص مرکب)به جای رسیدن. || بموقع رسیدن. || به حد مردان رسیدن. بالغ شدن : چون فرزند امیرالمؤمنین بجاء (بجای) رسد، این عهده [ که هارون را بخلع خود بازدارم ] بر من. (مجمل التواریخ والقصص).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر