بجلد رفتن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ جِ رَ تَ] (مص مرکب، کنایه) (به جلد چیزی رفتن یا کسی رفتن) در پوست کسی یا چیزی شدن. متشکل به شکل او شدن. (آنندراج). در جامهء کسی درآمدن :
هر جا حدیث طرهء جانانه می رود
موج هوا به جلد پریخانه می رود.تأثیر.
- شیطان بجلد کسی رفتن؛ ناسازگاری و بدخلقی آغاز کردن آن کس.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر