«لغت نامه دهخدا»
[بُ](1) (ع اِ) ثمره الطرفاء. (تحفهء حکیم مؤمن). ثمرهء درخت گز است که نام دیگرش گز مازک است و لفظ مذکور معرب از زبان قبطی مصر است. (فرهنگ نظام). ثمر اثل. گز مازک است که میوهء درخت گز باشد. (انجمن آرای ناصری). گز نازک (؟) که ثمر درخت گز باشد. (ناظم الاطباء). بیدگیا به مصری اسم ثمره الطرفاء است. گز مازک. (برهان) (آنندراج). گلاند.(2) (دزی ج1 ص51). (1) - در فرهنگ نظام با فتح میم ضبط شده است. صاحب برهان گوید که به کسر اول هم آمده است و ناظم الاطباء به کسر اول ضبط کرده. (2) - Gland.