بجی

«لغت نامه دهخدا»

[بُ جُ] (اِ) در تداول محلی جدا کردن علفهای هرز از محصول و کندن آنها. وجین. بی خو.
- بجی کردن؛ کندن علف هرز (در اصطلاح گناباد). وجین کردن. بی خو کردن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر